بایگانی موضوعی: پیشنهاد

تئوری انتخاب ۲۱ – دنیای مطلوب ۲

عینی‌گرایی مطلق یک افسانه است؛ یعنی اتفاقاتی که در جهان روی می‌دهد توسط همه‌ی افراد یکسان برداشت و استنباط نمی‌شود. پس ما دنیای مطلوب متفاوت داریم.

به طور مداوم دنیای مطلوب خود را تغییر می‌دهیم و باز‌آفرینی می‌کنیم.

اگر موضوع قدرت اولیت اول ماست، به مسائل سیاسی اهمیت می‌دهیم.
اگر به بقا و زنده ماندن بیشتر بها می‌دهیم، سرگذشت اسکروچ را خواهیم داشت.
اگر آزادی برایمان اهمیت دارد، یک قایق کوچک دوست داریم و سفر!
اگر رابطه‌ی جنسی در اولیت است، به فکر ترک همسر یا خیانت می‌افتیم!

تا زمانی که تصاویر دنیای مطلوب را نگه می‌داریم که شانسی برای تحقق آن وجود داشته باشد و یا اینکه بدانیم آن تصاویر برایمان مفید است!
چرا که کنار گذاشتن علاقمندی‌ها از دنیای مطلوب، اقدام دردناکی است!

احساس خوب، دو نوع است:
احساس خوب با حضور افراد، چون افراد در دنیای مطلوب ما قرار دارند.
احساس خوب بدون حضور افراد، که ریشه در گذشته دارد.

اکثر کسانی که جنس مخالف را طرد می‌کنند و نظرات منفی دارند، برای این است که بیشتر می‌دانند به او نیاز دارند! برای همین است که با ابراز این نظرات منفی، احساس قدرت می‌کنند!

مصرف مواد مخدر ناشی از احساس ناخشنودی است.!
لذت ضداجتماعی یعنی لذت بردن بدون حضور آدم‌ها!
در مواجهه با چنین افرادی فقط باید وارد رابطه شد تا شاید بتوانیم وارد دنیای مطلوب‌شان شویم!

همه‌ی ما در دنیای مطلوب خود به آدم‌های خشنود و حمایتگر نیاز داریم. در غیر این صورت هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
تأثیرگذارترین مدیران، مربیان و والدین، آن‌هایی هستند که نقش حمایتگر دارند.

افرادی که مدت طولانی از رابطه‌های انسانی مفید، بی‌بهره بوده‌اند، دچار بی‌اشتهایی روانی می‌شوند. گویی بخشی از هویت ایشان که مربوط به ارتباطات انسانی است، دچار اختلال می‌شود. چنانچه یک فرد در دنیای مطلوب خود هیچ کس را نداشته باشد، یعنی دچار بی‌اشتهایی روانی شده است.
بی‌اشتهایی روانی یک نمونه‌ی عینی از قدرت دنیای مطلوب است. تصاویر نادرست از واقعیت‌ها یا تصویرسازی که گاهی توسط رسانه‌ها ایجاد می‌شود، می‌تواند زندگی افراد را تباه کنند.

بهتر است ما هم دنیای مطلوب دیگران را بشناسیم و سعی کنیم از آن حمایت کنیم. البته قرار نیست از همه‌ی تصورات دنیای مطلوب دیگران حمایت کنیم. چرا که چنین چیزی محال است.
این جمله یک جمله‌ی کلیدی است: تو را دوست دارم و برایم مهم است که چه می‌خواهی، ولی نمی‌توانم از همه‌ی کارهایی که می‌خواهی انجام دهی، حمایت کنم!

اکثر ما دوست نداریم تصاویر دنیای مطلوب‌مان را با دیگران حتی با نزدیک‌ترین کسان خود در میان بگذاریم! زیرا بیم آن داریم که با آن موافق نباشند یا از آن انتقاد کنند یا حتی آن را به سخره بگیرند!! و ما در هر حال ناراحت می‌شویم. پس دنیای مطلوبمان را برای خودمان نگه می‌داریم.
از سوی دیگر مثلا اگر نتوانیم موارد دنیای مطلوب خود را با همسر خود در میان بگذاریم، احساس دلخوری می‌کنیم.
همه‌ی این دلخوری صرفا در ذهن شکل گرفته است. بدون آنکه حرفی زده شود.
البته این دلخوری ناشی از ترس گفتگوست: در صورتی که انتقاد و سرزنش به همراه داشته باشد، مهر تأیید به ترس گفتگو زده می شود و امکان ارتباط برای همیشه منتفی می‌شود.

در رابطه‌ها که یکی از طرفین حس مالکیت دارد، فاجعه روی میدهد! ناکامی، عصبانیت و تعارض!

برای افراد قدرتمند، تحمل دنیای مطلوب افرادی که قدرت کمتری دارند، خیلی سخت است!

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۰ – دنیای مطلوب ۱

بخش قابل توجهی از واقعیت را آنگونه که دوست داریم، دریافت و ادراک می‌کنیم.
همه‌ی ما یک دنیای خاص داریم که همواره در طول عمر در حال بازآفرینی است. کمی بعد از تولد شروع می‌شود و تا پایان عمر ادامه دارد.

تصاویر ذهنی، بهترین راه ارضای نیازهای انسانی را به ما نشان می‌دهد:
۱- افرادی که بسیار دوست داریم با آن‌ها باشیم!
۲- چیزهایی که دوست داریم داشته باشیم و تجربه کنیم!
۳- ایده‌ها یا نظام باورهایی که بر بخش بزرگی از رفتار ما حاکم است!

وقتی احساس خوبی پیدا می‌‌کنیم که شخص، باور یا چیز مورد انتخاب ما با شخص باور یا چیز دنیای مطلوب‌مان، منطبق باشد.
اهمیت موضوعات، از آنجاست که در دنیای مطلوب ما واقع شده باشد.
در طول شبانه روز ذهن ما بین تصاویر موجود در دنیای مطلوب جستجو می‌کند و ما نمی‌توانیم آن‌ها را از ذهن خود خارج کنیم!

شغل جدید، همسر آینده، منزل جدید، نظام سیاسی مطلوب و … حتی بهشت برین و فردوس!
هر گاه موفق شویم یکی از تصاویر ذهنی خود را عینیت بخشیم، برایمان لذت‌بخش است!

یکی از راه‌های تعریف واقعیت این است که به نظر اکثریت مردم استناد می‌کنیم! البته به شرط آنکه با نظر ما موافق باشند.
مخالفت با باورهای افراد قدرتمند، کار بسیار مشکلی است! و البته پذیرفتن این نکته سخت است!

ما واقعیت را به گونه‌ای تعریف می‌کنیم که بیشتر مناسب حال‌مان باشد. در عالم سیاست هم همین است. در حالیکه رییس جمهور یک فرد واحد است، من و شما نمیتوانیم آن را به شکل واحدی ببینیم! چون دنیای مطلوب ما متفاوت است.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۹ – چگونه؟

چطور می‌توانم راهی پیدا کنم که آزاد باشم تا همانطور که درست زندگی می‌کنم، همزمان بتوانم با کسانی که به آن‌ها نیاز دارم، به خوبی کنار بیایم!؟

پاسخ به نیازهای پنج‌گانه ۱- بقا ۲- عشق ۳- قدرت ۴- آزادی ۵- تفریح گاهی با هم در تعارض است!
مثلا قدرت، عشق را نابود می‌کند. یا دلبستگی با آزادی در تعارض است!
توازن احساس آزادی در رابطه زناشویی بسیار حائز اهمیت است.
ما موجودات اجتماعی هستیم و از کنار هم بودن لذت می‌بریم.
مثلا قدرت هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه برای نفوذ در دیگران استفاده شود.
اگر دانشی که به دست آورده‌ایم نتوانیم با دیگران قسمت کنیم، چه لطفی دارد؟

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۸ – تفریح

تفریح

تفریح پاداش ژنتیکی، یادگیری است!

اگر بازی کردن را کنار بگذاریم، یادگیری متوقف می‌شود. بهترین نشانه‌ی تفریح، خنده است! افرادی که عاشق هم می‌شوند، از یکدیگر و درباره‌ی یکدیگر چیزهای بسیاری می‌آموزند.

با بازی دالی موشه، نوزاد می‌فهمد که دیگری وجود دارد و شخصیت مستقلی است که ممکن است باشد و ممکن است نباشد! من، منم و تو، تویی!
ما باید بفهمیم که متفاوت از دیگرانیم و فقط مالک خودمان هستیم!
خوب کنار آمدن، کوشش زیادی می‌طلبد و بهترین راه، فرصت‌های یادگیری سرگرم‌کننده و مفرح است!

در ازدواجی که با نارضایتی شروع می‌شود، تفریح اولین قربانی آن است.
ارضای تفریح از ارضای نیازهای دیگر، آسان‌تر است!
به ندرت کسی می‌تواند مانع تفریح و نشاط شود، چون دستیابی به آن آسان است.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۷ – آزادی

آزادی

نیاز به آزادی یک نیاز تکاملی است. احساس آزادی، بین اجبار و رهایی از اجبار توازن برقرار می‌کند!
کلید طلایی: با دیگران جوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند!

هر چه آزادتر باشیم، خلاقیت سازنده بیشتر است! وقتی توانایی داشته باشیم ولی امکان بروز آن نباشد، دچار بیماری می‌شویم!
هر چه آزادتر باشیم و بتوانیم نیازهای خود را بیشتر ارضا کنیم، در حالی که مانع ارضای نیاز دیگران نشویم، بیشتر می‌توانیم از خلاقیت خود در جهت منافع خود و دیگران استفاده کنیم!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۶ – قدرت

قدرت

حیوانات هم نیاز به قدرت دارند! با این تفاوت که قدرت مورد نیاز در حیوانات برای تأمین نیازهای دیگر مثل نیاز به بقاست؛ اما در انسان قدرت برای قدرت است.
تنها گونه‌ی جاندار که قدرت‌طلب و قدرت‌مدار است، انسان است!
و همین نیاز به قدرت در روزهای نخستین زندگی جایگزین نیاز به بقا می‌شود و بر همه چیز سایه می‌افکند.

حتی در دوستی‌های بلند‌مدت وقتی یکطرف می‌خواهد قدرت بیشتری داشته باشد، به رابطه آسیب می‌زند.بعضی‌ها آنقدر برایشان ارضای حس قدرت مهم است که رابطه زناشویی، رابطه با والدین، رابطه با شرکای تجاری را به هم می‌زنند.در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، واقعیت را “قدرتمندان” تعریف می‌کنند!

قدرت نه خوب است و نه بد!
آنچه قدرت را خوب یا بد جلوه می‌دهد این است: ۱- تعریف قدرت؟ ۲- چگونگی کسب قدرت؟ ۳- استفاده از قدرت؟

در دوران نوجوانی همه‌ی تصمیم‌ها بر اساس سلسله مراتب قدرت انجام می‌شود؛ محل سکونت، ثروت، زیبایی، نژاد، اصل و نسب، نیرو، وضعیت جسمانی، عضلات و …

یکی از راه‌های مرسوم ارضای نیاز به قدرت، کمک کردن به دیگران است. هم نیاز خودمان ارضا شده و هم به دیگران کمک کرده‌ایم!

قدرت برای سیاست‌مداران یا ثروتمندان با مردم عادی متفاوت است. همین که کسی به اظهار نظر ما گوش کند، کافی است و اگر این اتفاق نیفتد و احساس کنیم که نادیده گرفته شده‌ایم، احساس ضعف و ناتوانی می‌کنیم.
این موضوع در لایه‌های مختلف مشهود است؛ مثلا در تصمیم‌گیری‌های حکومتی که مردم انتظار دارند نظراتشان شنیده شود!

استفاده از زور برای فرد قدرتمند، مفید نخواهد بود. زور با قدرت متفاوت است!
یکی از راه‌های خوب کنار آمدن با دیگران، قضاوت نکردن آن‌هاست!
افراد قدرتمند می‌دانند که کنار آمدن با دیگران، بر قدرت آن‌ها می‌افزاید!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۵ – عشق و احساس تعلق

عشق و احساس تعلق

روابط زیادی سراغ داریم که با عشق و رابطه جنسی خوب شروع می‌شود و بعدها پای انتقاد و سرزنش و غرغر و حسادت به رابطه باز می‌شود و طرفین با سرخوردگی روبرو می‌شوند!
دلیل ناخشنودی یکی از همین سه دلیل است:
۱- میخواهید دیگری کاری را انجام دهد که خودش نمی‌خواهد!
۲- دیگری تلاش می‌کند که شما کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید!
۳- شما و دیگری هر دو نلاش می‌کنید یکدیگر را به انجام کاری مجبور کنید!

تفاوت رابطه عاشقانه و رابطه دوستانه:
در عشق احساس تعلق وجود دارد برای همین ناپایدار می‌شود.
در دوستی احساس تعلق وجود ندارد، برای همین پایدار می‌شود.

عشق بدون “رابطه جنسی با نشاط”، ناکام کننده‌ترین بخش این نیاز است! عدم رضایت‌مندی، آغاز تفکر خیانت است!

تا وقتی دو نفر دوست هستند، جنس رابطه متفاوت است! اما وقتی رفتار کنترلی برای دیگری قدعلم می‌کند، مشکلات شروع می‌شود.

عشق ورزیدن به کسی که شما را کنترل می‌کند یا عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهید او را کنترل کنید، اگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل است! وقتی زوجین شروع به کنترل همدیگر می‌کنند، زندگی مشترک ادامه دارد، ولی رنگ کنترل کردن به خود گرفته است!

رابطه جنسی، مهم‌تر از عشق و دوست داشتن، ارتباط آدم‌ها را پیوند می‌دهد؛ حتی بعضی‌ها برای حفظ و ادامه‌ی رابطه جنسی ابراز عشق و علاقه می‌کنند!

برای اکثر افراد رابطه جنسی بدون عشق، لذت‌بخش است! آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی عاشق‌اند!

هنری کسینجر می‌گوید: “قدرت، قوی‌ترین محرک جنسی است.”

زنان و مردان، مجذوب مردان و زنان قدرتمند می‌شوند.
رابطه‌ی جنسی تفریحی است برای کسانی که همدیگر را دوست دارند!
و راهی برای شادی و نشاط و تفریح است!
البته فارغ از تنش‌های عاشقی و انتظارات و توقعات!

دوستی‌ها پایدارتر از عاشقی‌هاست!!

برای آنکه یک رابطه عاشقانه و جنسی تداوم یابد، اکثر ما نیازمند آن هستیم که زندگی خاص خود را نیز داشته باشیم. یک زندگی اجتماعی و تفریحی که از رابطه عاشقانه مستقل و مجزا باشد!
زن و شوهر نیاز دارند علایق، سرگرمی‌ها و دوستان خاص خود را داشته باشند و هر کدام تنهایی به آن‌ها بپردازند.
در رابطه با دوستان خوب، به راحتی میتوانیم به علاقمندی‌های خود برسیم.

در رابطه زناشویی طرفین باید بتوانند بدون ترس از انتقاد یا سرزنش و شکایت، به امور شخصی مورد علاقه خود بپردازند!
ما نیاز داریم یاد بگیریم زندگی احتماعی خود شخصی خود را ز زندگی مشترک خود جدا کنیم!

تلاش برای بازداشتن همسر از لذت بردن از فرصت‌های شخصی رابطه زناشویی را تخریب می‌کند.
تکیه و وابستگی به همسر در تمام زمینه‌ها معمولا خارج از توان اکثر رابطه‌هاست!
در عشق، بیشتر تمایلات دریافت کننده داریم! بیشتر گیرنده هستیم تا دهنده.

شاید کسی باشد که بسیار ببخشد و کمتر بطلبد! دوست داشته باشد و توقع درست داشته شدن، نداشته باشد. اما در بلند مدت، اگر عشق جبران نشود، دچار سرخوردگی می‌شود!

در عشق‌های غیرجنسی مثل رابطه والدین و فرزندان، اگر یکی از طرفین بیش از توانایی طرف مقابل انتظار داشته باشد، در خانواده هم کنترل بیرونی روی می‌دهد و مشکلات زیاد می‌شود. مثلا والدین بیش از توانایی فرزندان از ایشان انتظار داشته باشند که در تحصیل پیشرفت کنند یا فرزندان انتظار فراتر از توان والدین در موضوعات مالی و اقتصادی داشته باشند.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۴ – نیاز به بقا و زنده ماندن

نیاز به بقا و زنده ماندن

موجودات طوری آفریده شده‌اند که برای بقای خود تلاش می‌کنند.
“شور زندگی” بهتر از واژه‌ی دیگری میل شدید به حفظ بقا را نشان می‌دهد.
کسانی که شور زندگی دارند، برای همکاری و زندگی مشترک ایده‌آل هستند!

جنبه‌ی دیگر بقا، بقای نوع، بر پایه‌ی لذت جنسی است.
البته لذت جنسی صرفا برای بقا نیست و به نیازهای دیگر آدمی هم معطوف است. 
لذت جنسی بدون بارداری، راه مناسبی است تا آدمی لذت، بدون پیامد سنگین را تجربه کند.

گاهی بین لذت و بقای زندگی تعارض وجود دارد. مثلا کسی که غذای چرب دوست دارد ولی به خاطر سلامتی مجبور است رژیم غذایی خود را حفظ کند.
در این حالت انتخاب هر کدام مانع انتخاب دیگری می‌شود.

تئؤری انتخاب می‌آموزد بین نیازهایی که با هم در تعارض هستند، چگونه توازن و تعادل برقرار شود.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۳ – نزدیک شدن به دیگران

اگر از قدرت خود برای کمک به دیگران استفاده کنیم، احساس خوبی به ما دست می‌دهد؛ برای همین تأمین و ارضای حس خوشایندی، ترجیح می‌دهیم با دیگران تفریح کنیم، با دیگران یاد بگیریم!
این تلاش ما، برای نزدیک شدن و صمیمیت با دیگران است! برای اینکه حال بهتری داشته باشیم.

کسانی که هیچ رابطه صمیمی و نزدیکی با دیگران ندارند، همیشه احساس تنهایی می‌کنند.
حتی مطمئن نیستند که فردا احساس بهتری داشته باشند. این افراد بر خلاف افراد شاد و خشنود، به لذت‌های کوتاه مدت و آنی تکیه می‌کنند.

مراقب کسانی که خوشحال و شاد و شنگول هستند ولی دوستان نزدیک و صمیمی ندارند، باشید! شوخی‌های آنان، ابزار ابراز تحقیر و نفرت است!

کسانی که دوستان خوبی ندارند، راه و رسم دوست داشتن و مهرورزی را نمی‌دانند؛ ازدواج با کسانی که دوست صمیمی ندارند، احتمال زیاد به پشیمانی منجر می‌شود.

اگر صبح از خواب بیدار شده و احساس ناخشنودی داشتید، حتما یکی از پنج نیاز اساسی شما به خطر مواجه شده است!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۲ – احساس خوب یا بد؟

احساس خوب یا احساس بد؟
داشتن احساس خوب، پیچیده و مشکل است! چون روابط ما با دیگران پیچیده شده!!

برای یک رابطه‌ی خوب، حاضریم خودمان را به درد و رنج مبتلا کنیم و حتی کارهای ناخوشایند طولانی مدت انجام دهیم. چون نهایتا به آدم‌هایی که فکر می‌کنیم احتیاج داریم، نزدیک می‌شویم و احساس خوبی داریم!

حاضریم خوشگذارنی را به تأخیر بیندازیم و درد و رنج را تحمل کنیم به امید احساس بهتر در آینده!
واقعیت چیز دیگری است:
لذت بردن به هیچ انسانی وابسته نیست! ما برای شاد بودن به هیچ کس جز خودمان احتیاج نداریم!
ما به افراد مختلف نقش‌های متفارت می‌دهیم؛ به حضورشان نیازمندیم؛ ولی اساس “لذت بردن” متعلق به خود ماست!

ما با مواد مخدر، مغز را فریب می‌دهیم! احساسی را تجربه می‌کنیم که مشابه احساس ناشی از ارضای واقعی یکی از نیازهای اساسی پنج‌گانه ماست!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر