بایگانی ماهانه: اردیبهشت ۱۳۹۶

مدیریت ۲

تجربه‌های مدیریت در محیط‌های متغیر
قسمت – ۲

تصمیم‌هایی که با توجه به شرایط باید گرفته بشه، همیشه از یک الگوی مشخص پیروی نمیکنه!
یعنی نمیشه یک مدل خاص رو برای همه‌ی تصمیم‌هایی که قراره در محیط متغیر گرفته بشه، تعمیم داد.
ممکنه یک الگوی موفق برای تصمیم‌گیری، در شرايط دیگه‌ای، کاملا نتیجه عکس بده!

پس هر موضوعی که نیاز به تصمیم‌گیری داره، یه مسأله‌ی جدیده و اونی که میخواد تصمیم بگیره باید با مهارت حل مسأله، آشنا باشه!

#تجربه_های_مدیریت_در_محیط_های_متغیر
#مدیریت
#تصمیم

مدیریت ۱

تجربه‌های مدیریت در محیط‌های متغیر
قسمت – ۱

کارهایی که قبلا تجربه نشده یا اگه شده خیلی اون تجربه‌ها در دسترس نیست، وقتی که انجام میشه، عوارض خاص خودش رو داره!

انجام دادن یه کار جدید، مث این می‌مونه که در یه مسیر ناشناخته قدم برداری!
با هر گام به سمت جلو، اتفاقات غیره‌منتظره‌ای پیش میاد که لازمه در همون لحظه تصمیم بگیری!

این تصمیم‌گیری‌ها از اون‌جا که در آینده مستقیم اثر میذاره، اهمیت زیادی داره!

این مطلب ادامه دارد…

#تجربه_های_مدیریت_در_محیط_های_متغیر
#مدیریت
#تصمیم
#آینده

محمدسجاد نوروزیان

مدیریت

🚩 اینطوری نیست که “مدیریت کردن”، دانش مورد نیاز آدم‌های “خاص” باشه!
همه‌ی ماها،
همه‌ی همه‌ی آدم‌ها،
باید مهارت “مدیریت کردن” رو بلد باشن!
چه اونایی که شرکت‌های بزرگ با چندصد نفر کارمند دارن، چه اونایی که تنها توی غار زندگی می‌کنن!! 👤

درایت، تدبیر، مدبر، مدارا، اداره کردن و مدیر، هم‌ریشه هستند. ✅

تئوری‌های مختلفی برای “مدیریت” وجود داره؛
سال‌ها قبل یکی از اساتید که تخصص و تجربه‌ی زیادی در حوزه‌ی برنامه‌ریزی دارند، تئوری مدیریت بر اساس شیوه‌های “باغبانی” رو مطرح کردند.
مدتی این تئوری رو در فضای کاری تجربه کردم و تصمیم ‌گرفتم یافته‌هام رو با عنوان «تجربه‌های مدیریت در محیط‌های متغیر» به اشتراک بذارم.

این یافته‌ها، مطالعات شخصی بوده و بر اساس تجربه‌های اندکی که داشتم منتشر میشه؛
اصراری ندارم که همه‌ش درسته؛ حتما باید اصلاح و تکمیل بشه. 🙏🏼🌷

محمدسجاد نوروزیان
۷/اردیبهشت/۱۳۹۶

جواب ابلهان

نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد.
روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید. از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.

شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند.

روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر مرا لنگ کرد.

شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود.
روستایی او را کشان کشان نزد قاضی برد.

قاضی از حال سوال کرد. شیخ هم چنان خاموش بود.
قاضی به روستایی گفت: این مرد لال است؟
روستایی گفت: این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد. پیش از این با من سخن گفته.
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟
او جواب داد که: گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند.

قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت.
شیخ پاسخی گفت که زان پس در زبان پارسی مثل گشت:
“جواب ابلهان خاموشی است.”

منبع: امثال و حکم علی اکبر دهخدا

دعا

دعا عامل عجز و ذلت و نفی اصالت‌ها و ارزش‌های انسانی نیست،
دعا وسیله‌ای برای بدست آوردن آنچه محال است و نامعقول و بی‌منطق، نیست؛
“دعا” هرگز جانشین “وظیفه” نمی‌شود؛
و مسوولیت‌های فرد یا جامعه را سلب نمی‌کند؛
دعا گریزگاهی برای فرار تعهداتی که هر کس در برابر زندگی، مردم، جامعه و سرنوشت خویش دارد نیست؛
ماده‌ای که لکه‌ی زشتی و پستی و ننگ و خیانت را بشوید نیست؛
کلکی که [كار] ناشایسته و محکوم را از راهی غیرمنطقی و غیرقانونی، پاداش دهد و رستگار سازد نیست!!

اساساً دعا غير از اينكه وسيله كسب موارد احتياج برای دعا كننده می‌شود؛ نفس آن، يعنی نفس نيايش و پرستش، عامل تربيتی و تربيت‌كننده‌ی روح و ذات نيايشگر است؛
و در اينجاست كه اساسی‌ترين مسائل مطرح است.

گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور،
کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید:
نتیجه یک ذره کار نیک را می‌بینی، و کیفر ذره‌ای کار بد را می‌چشی
فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره – زلزال ۷ و ۸

قیامت، روزی است که دستاورد خویش را می‌نگری
یوم ینظر المرء ما قدمت یداه – نبأ ۴۰

دکتر علی شریعتی

سلام به خر

ملانصرالدین وقتی وارد طویله ميشد به خرش سلام میکرد!
ديگران گفتن:
“ملا! این خره؛ نمیفهمه سلام میکنی!”
ملا گفت:
“اون خره، من که آدمم،
من آدم بودن خودم رو ثابت میکنم،
اشکال نداره اون نفهمه!”

وضع موجود

جسارت داشته باشیم
با وضع موجود، خداحافظی کنیم،
سلام‌های تازه و نو
در انتظار ماست!

پدر و مادر

خدای من!

اگر پدر و مادرم با من به تندی سخن گفتند،
و رفتار نابجایی کردند،
یا حقی از من تباه نمودند،
یا در وظیفه‌ی خویش در قبال من کوتاهی ورزیدند،
من همه‌ی خطاهای ایشان را بخشیدم؛ ❤️
و با این کار، بزرگشان داشتم. 💛

از تو می‌خواهم که ان دو را
به سبب آنچه در حق من کرده‌اند،
گرفتار نسازی! 🙏🏼

من در خیرخواهی ایشان تردید ندارم 💚
و نمی‌پذیرم که در خوبی کردن به من،
لحظه‌ای درنگ کرده باشند! 💙

حق‌گزاری ایشان بر من واجب‌تر
و نیکی‌شان با من دیرینه‌تر
و منت‌شان بر من بیشتر است! 💜

چرا که روزهای بسیار در پرورش من سر کرده‌اند
سختی زیاد در نگهداری من به جان خریده‌اند
و رنج بسیار بر خود روا داشته‌اند تا من در آسایش به سر برم! 💕

 

صحیفه سجادیه (دعای ۲۴)

عید مبارک 🌷

پیچ و مهره!

یه چیزهایی چسبیه
یه چیزهایی پیچ و مهره‌ای!

چیزهای پیچ و مهره‌ای رو میشه چند بار باز و بسته کرد!
ولی چیز چسبی رو باز کنی
حتی اگه بچسبونی
مث اول نمیشه!

مراقب چیزهای چسبی باشیم!

تولید یا بازتاب!

نور خورشید مال خودشه
ولی نور ماه بازتاب نور یکی دیگه‌س!!

آدما هم همینطورن!
بعضيا خودشون منبع تولید و انرژی‌ن؛
ولی بعضيا، صرفا بازتاب دیگران هستن!

وقتی میخوایم رو آدما حساب باز کنیم؛
حواسمون باشه
منبع تولید هستن یا فقط بازتاب!!