آسوده خیال

فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟
کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد.
پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟
کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.
پرسید: پس چه چیزی کاشته‌ای؟!
کشاورز گفت: هیچ‌چيز، خیالم راحت است!!

امکان ارسال نظر وجود ندارد.