جسارت!

ماها در مورد موضوعات مختلف، یه نظراتی خودمون با خودمون داریم که قابل گفتن به دیگران نیست!
ممکنه با یه آدمای خاصی بخشی‌ش رو به اشتراک بذاریم ولی مسلما همه‌ی اون چیزی که توی ذهن ما می‌گذره، امکان علنی شدن نداره.

فکر می‌کنم مهم‌ترین دلیل این رفتار ما (عدم‌اعلان نظرات واقعی)، اینه که حدس می‌زنیم گفتن نظرات واقعی هزینه‌هایی رو به ما تحمیل کنه!
و هر چی اون نظر نسبت به نظر پذیرفته شده‌ی عمومی فاصله‌ی بیشتری داشته باشه، احتمالا هزینه بیشتر میشه!

مثلا در خصوص نظراتی که آدم‌ها در مورد حکومت‌های کشورشون دارن، همیشه این احتیاط وجود داره که علنی شدن‌ش هزینه‌ای براشون نداشته باشه!
یا مثلا در مورد آدمای بزرگ خانواده، خیلی علاقمند نیستیم وارد چالش بشیم و همون مسیری که همه‌ی خانواده پذیرفته، ادامه میدیم!
در مورد آدمایی که شاید یه جورایی منافع‌مون دست‌شونه هم، همینطور رفتار می‌کنیم. سعی می‌کنیم، “خوش” اومدنی حرف بزنیم، که منافع‌مون به خطر نیفته!

نمیخوام به تحلیل این بپردازم که چطوری میتونه شرایط بیان نظرات (هرچی که باشه) فراهم بشه!
و موانع “نظر دادن” چطوری برداشته میشه!

به یه جنبه‌ی دیگه میخوام بپردازم
نظرات خودمون در مورد خودمون!!

گاهی فکر میکنم اینقدر به خاطر شرایط و نگرانی از تبعات، خودمون رو سرکوب کردیم که دیگه حتی با خودمون هم رو راست نیستیم!!

 

میخوام تمرین کنم
خودم با خودم رو راست باشم
خودم رو سانسور نکنم
خودم رو سرکوب نکنم

یه جنس شجاعت و جسارت خاص لازم داره!

و امیدوارم بتونم اون بخشی از خودم رو که دارم می‌نویسم، اینجا به اشتراک بذارم…

امکان ارسال نظر وجود ندارد.