تئوری انتخاب ۱۵ – عشق و احساس تعلق

عشق و احساس تعلق

روابط زیادی سراغ داریم که با عشق و رابطه جنسی خوب شروع می‌شود و بعدها پای انتقاد و سرزنش و غرغر و حسادت به رابطه باز می‌شود و طرفین با سرخوردگی روبرو می‌شوند!
دلیل ناخشنودی یکی از همین سه دلیل است:
۱- میخواهید دیگری کاری را انجام دهد که خودش نمی‌خواهد!
۲- دیگری تلاش می‌کند که شما کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید!
۳- شما و دیگری هر دو نلاش می‌کنید یکدیگر را به انجام کاری مجبور کنید!

تفاوت رابطه عاشقانه و رابطه دوستانه:
در عشق احساس تعلق وجود دارد برای همین ناپایدار می‌شود.
در دوستی احساس تعلق وجود ندارد، برای همین پایدار می‌شود.

عشق بدون “رابطه جنسی با نشاط”، ناکام کننده‌ترین بخش این نیاز است! عدم رضایت‌مندی، آغاز تفکر خیانت است!

تا وقتی دو نفر دوست هستند، جنس رابطه متفاوت است! اما وقتی رفتار کنترلی برای دیگری قدعلم می‌کند، مشکلات شروع می‌شود.

عشق ورزیدن به کسی که شما را کنترل می‌کند یا عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهید او را کنترل کنید، اگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل است! وقتی زوجین شروع به کنترل همدیگر می‌کنند، زندگی مشترک ادامه دارد، ولی رنگ کنترل کردن به خود گرفته است!

رابطه جنسی، مهم‌تر از عشق و دوست داشتن، ارتباط آدم‌ها را پیوند می‌دهد؛ حتی بعضی‌ها برای حفظ و ادامه‌ی رابطه جنسی ابراز عشق و علاقه می‌کنند!

برای اکثر افراد رابطه جنسی بدون عشق، لذت‌بخش است! آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی عاشق‌اند!

هنری کسینجر می‌گوید: “قدرت، قوی‌ترین محرک جنسی است.”

زنان و مردان، مجذوب مردان و زنان قدرتمند می‌شوند.
رابطه‌ی جنسی تفریحی است برای کسانی که همدیگر را دوست دارند!
و راهی برای شادی و نشاط و تفریح است!
البته فارغ از تنش‌های عاشقی و انتظارات و توقعات!

دوستی‌ها پایدارتر از عاشقی‌هاست!!

برای آنکه یک رابطه عاشقانه و جنسی تداوم یابد، اکثر ما نیازمند آن هستیم که زندگی خاص خود را نیز داشته باشیم. یک زندگی اجتماعی و تفریحی که از رابطه عاشقانه مستقل و مجزا باشد!
زن و شوهر نیاز دارند علایق، سرگرمی‌ها و دوستان خاص خود را داشته باشند و هر کدام تنهایی به آن‌ها بپردازند.
در رابطه با دوستان خوب، به راحتی میتوانیم به علاقمندی‌های خود برسیم.

در رابطه زناشویی طرفین باید بتوانند بدون ترس از انتقاد یا سرزنش و شکایت، به امور شخصی مورد علاقه خود بپردازند!
ما نیاز داریم یاد بگیریم زندگی احتماعی خود شخصی خود را ز زندگی مشترک خود جدا کنیم!

تلاش برای بازداشتن همسر از لذت بردن از فرصت‌های شخصی رابطه زناشویی را تخریب می‌کند.
تکیه و وابستگی به همسر در تمام زمینه‌ها معمولا خارج از توان اکثر رابطه‌هاست!
در عشق، بیشتر تمایلات دریافت کننده داریم! بیشتر گیرنده هستیم تا دهنده.

شاید کسی باشد که بسیار ببخشد و کمتر بطلبد! دوست داشته باشد و توقع درست داشته شدن، نداشته باشد. اما در بلند مدت، اگر عشق جبران نشود، دچار سرخوردگی می‌شود!

در عشق‌های غیرجنسی مثل رابطه والدین و فرزندان، اگر یکی از طرفین بیش از توانایی طرف مقابل انتظار داشته باشد، در خانواده هم کنترل بیرونی روی می‌دهد و مشکلات زیاد می‌شود. مثلا والدین بیش از توانایی فرزندان از ایشان انتظار داشته باشند که در تحصیل پیشرفت کنند یا فرزندان انتظار فراتر از توان والدین در موضوعات مالی و اقتصادی داشته باشند.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

امکان ارسال نظر وجود ندارد.