تئوری انتخاب ۱۴ – نیاز به بقا و زنده ماندن

نیاز به بقا و زنده ماندن

موجودات طوری آفریده شده‌اند که برای بقای خود تلاش می‌کنند.
“شور زندگی” بهتر از واژه‌ی دیگری میل شدید به حفظ بقا را نشان می‌دهد.
کسانی که شور زندگی دارند، برای همکاری و زندگی مشترک ایده‌آل هستند!

جنبه‌ی دیگر بقا، بقای نوع، بر پایه‌ی لذت جنسی است.
البته لذت جنسی صرفا برای بقا نیست و به نیازهای دیگر آدمی هم معطوف است. 
لذت جنسی بدون بارداری، راه مناسبی است تا آدمی لذت، بدون پیامد سنگین را تجربه کند.

گاهی بین لذت و بقای زندگی تعارض وجود دارد. مثلا کسی که غذای چرب دوست دارد ولی به خاطر سلامتی مجبور است رژیم غذایی خود را حفظ کند.
در این حالت انتخاب هر کدام مانع انتخاب دیگری می‌شود.

تئؤری انتخاب می‌آموزد بین نیازهایی که با هم در تعارض هستند، چگونه توازن و تعادل برقرار شود.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۳ – نزدیک شدن به دیگران

اگر از قدرت خود برای کمک به دیگران استفاده کنیم، احساس خوبی به ما دست می‌دهد؛ برای همین تأمین و ارضای حس خوشایندی، ترجیح می‌دهیم با دیگران تفریح کنیم، با دیگران یاد بگیریم!
این تلاش ما، برای نزدیک شدن و صمیمیت با دیگران است! برای اینکه حال بهتری داشته باشیم.

کسانی که هیچ رابطه صمیمی و نزدیکی با دیگران ندارند، همیشه احساس تنهایی می‌کنند.
حتی مطمئن نیستند که فردا احساس بهتری داشته باشند. این افراد بر خلاف افراد شاد و خشنود، به لذت‌های کوتاه مدت و آنی تکیه می‌کنند.

مراقب کسانی که خوشحال و شاد و شنگول هستند ولی دوستان نزدیک و صمیمی ندارند، باشید! شوخی‌های آنان، ابزار ابراز تحقیر و نفرت است!

کسانی که دوستان خوبی ندارند، راه و رسم دوست داشتن و مهرورزی را نمی‌دانند؛ ازدواج با کسانی که دوست صمیمی ندارند، احتمال زیاد به پشیمانی منجر می‌شود.

اگر صبح از خواب بیدار شده و احساس ناخشنودی داشتید، حتما یکی از پنج نیاز اساسی شما به خطر مواجه شده است!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۲ – احساس خوب یا بد؟

احساس خوب یا احساس بد؟
داشتن احساس خوب، پیچیده و مشکل است! چون روابط ما با دیگران پیچیده شده!!

برای یک رابطه‌ی خوب، حاضریم خودمان را به درد و رنج مبتلا کنیم و حتی کارهای ناخوشایند طولانی مدت انجام دهیم. چون نهایتا به آدم‌هایی که فکر می‌کنیم احتیاج داریم، نزدیک می‌شویم و احساس خوبی داریم!

حاضریم خوشگذارنی را به تأخیر بیندازیم و درد و رنج را تحمل کنیم به امید احساس بهتر در آینده!
واقعیت چیز دیگری است:
لذت بردن به هیچ انسانی وابسته نیست! ما برای شاد بودن به هیچ کس جز خودمان احتیاج نداریم!
ما به افراد مختلف نقش‌های متفارت می‌دهیم؛ به حضورشان نیازمندیم؛ ولی اساس “لذت بردن” متعلق به خود ماست!

ما با مواد مخدر، مغز را فریب می‌دهیم! احساسی را تجربه می‌کنیم که مشابه احساس ناشی از ارضای واقعی یکی از نیازهای اساسی پنج‌گانه ماست!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۱ – وادار شدن

از وقتی متولد می‌شویم، عمه و خاله و دایی و عمو و والدین و خواهر و برادر و معلم و رییس و مدیر و … ما را وادار می‌کنند مطابق میل آن‌ها رفتار کنیم!
و ما خیلی زود “کنترل بیرونی” را می‌پذیریم؛ چرا که از کودکی با آن آشنا شدیم و با این الگو زندگی کرده‌ایم!

در سال‌های نخست زندگی ما هم با گریه کردن و نق زدن، مادر و پدر را وادار میکنیم که به خواسته‌ی ما تن دهد؛ این وادار کردن ناشی از میل به بقا و نیاز ما برای ادامه‌ی حیات است. ما هم ناخواسته، کنترل دیگران را در همان سال‌های نخست زندگی شروع میکنیم!

نیاز به حفظ بقا صرفا یک نیاز ژنتیک نیست، چون تحت تأثیر آموزش و نیازهای دیگر دچار تحول می‌شود. بنابراین، کنترل دیگران هم صرفا ژنتیک نیست، شیوه‌ی پاسخ دادن به یک نیاز مهم است.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۰ – عواقب ناخشنودی در روابط انسانی

ناخشنودی در روابط انسانی، افراد را به دو جهت هدایت می‌کند:
۱- دنبال راهی برای بازگشت خشنودی و روابط لذت‌بخش با دیگران
۲- صرف‌نظر کردن از خشنودی با دیگران و جستجوی خشنودی در پرخوری، مشروبات الکلی، مواد مخدر، روابط جنسی بدون عشق و …

احساس ناخشنودی، فراگیرترین تجربه‌ی زندگی انسان‌هاست!
در برخورد با افراد مختلف، تلاش نکنیم که آن‌ها را کنترل کنیم؛
سعی کنیم وارد ارتباط دوستانه با آن‌ها شویم؛ نقاط مشترک را پیدا کنیم و به نقاط اختلاف احترام بگذاریم!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۹ – واژگان

اگر کسی را برای مدت طولانی تحت فشار قرار دهیم که مطابق میل ما رفتار کند، به جایی میرسیم که دیگر بازگشتی ندارد؛
هرگز صمیمیتی ایجاد نخواهد شد!

واژگان کنترل بیرونی: زور، اجبار، تحمیل، تنبیه، پاداش، کنترل، ریاست، تحریک احساسات، سؤال پرسیدن، انتقاد، سرزنش، نق زدن، اذیت و آزار، مقایسه، قهر، کناره‌گیری و …

واژگان تئوری انتخاب: گوش دادن، حمایت کردن، مذاکره، تشویق، دلگرمی، عشق، دوستی، احترام، اعتماد، پذیرش اشتباه، گشاده‌رویی و …

برای آنکه خوشحال و خشنود باشیم به آدم‌های خوشحال و شاداب نیاز داریم!
هر چه تعداد افراد خوشحال کمتر باشد، احتمال خشنودی ما هم کم می‌شود.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۸ – باورهای کلیدی

سه باور کلیدی در “کنترل بیرونی”
۱- به هر نشانه یا محرک بیرونی پاسخ میدهم!
۲- میتوانم دیگران را به انجام کاری که مایل نیستند، وادار کنم و همچنین دیگران می‌توانند فکر و عمل و احساس مرا، تعیین کنند!
۳- حق و وظیفه‌ی اخلاقی من این است که دیگرانی که از دستورات من پیروی نمیکنند، تحقیر یا تنبیه کنم! یا اگر نظرات مرا انجام دادند، آن‌ها را تشویق نمایم!

بسیاری از مواردی که از محیط پیرامونی به ما میرسد، نباید ما را به پاسخگویی تحریک کند؛ آن‌ها صرفا اطلاعات است.
ما میتوانیم این اطلاعات را دریافت کنیم و با توجه به شرایط انتخاب کنیم که چه کاری انجام دهیم؛
اطلاعات به معنی کنترل بیرونی نیست! ما مجبور نیستیم به همه‌ی اطلاعات پاسخ دهیم چرا که ماشین نیستیم که برای هر محرک بیرونی مجبور به پاسخگویی باشیم!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۷ – کنترل بیرونی

بسیاری از معضلات به ظاهر حل نشدنی، مشکلات رابطه‌ایست!
همه‌ی آدم‌ها هنگام ازدواج خشنود هستند، اندکی بعد چطور؟
همه‌ی دانش‌آموزان در سال‌های اول تحصیل خوشحال هستند، سال‌های بعد چطور؟

کنترل بیرونی یعنی:
۱- میخواهید دیگری کاری را انجام دهد که خودش نمی‌خواهد!
۲- دیگری تلاش می‌کند که شما کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید!
۳- شما و دیگری هر دو نلاش می‌کنید یکدیگر را به انجام کاری مجبور کنید!
۴- خود را مجبور به انجام کاری میکنید که ناممکن است یا آن را دوست ندارید!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۶ – پیشرفت تکنولوژی یا پیشرفت انسان؟

مقایسه پیشرفت “تکنولوژی” و پیشرفت “روابط انسانی” در یک بازه‌ی زمانی مشخص، تعیین می‌کند که بر خلاف تکنولوژی که پیشرفت جدی و قابل توجه داشته‌ایم، در موضوع روابط انسانی، نه تنها پیشرفتی حاصل نشده، بلکه افراد غالبا از گذشته و روابطی که در گذشته داشته‌اند، خشنودتر هستند!
رضایت شغلی کمتر به چشم می‌خورد! همینطور رضایت از روابط زناشویی یا حتی روابط تحصیلی و …

افراد موفق، الگوهایی را پیشنهاد میدهند؛ واقعیت چیز دیگری است! آن‌ها “کنترل بیرونی” را کنار گذاشته‌اند.

در جهان مرفه غرب، چه بسیار کسانی که هم ثروت‌مند هستند و هم سخت‌کوش و هم قدرت‌مند! اما مفلوک و ناخشنودند!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۵ – نظام تنبیه و پاداش

ما نمی‌دانیم چطور بهتر از گذشته با دیگران به تفاهم برسیم!

کنترل می‌تواند به نرمی نگاه عدم‌تأیید یا به سختی تهدید به قتل باشد!
هر چه باشد، تلاشی‌است برای مجبور ساختن ما در اقدام به کاری که شاید مایل به انجام آن نیستیم!

نظام تنبیه و پاداش، برگرفته از همین الگوی کنترل بیرونی است!
یعنی تعیین آنچه ما می‌گوییم درست است!!

نکته‌ی جالب در خصوص افرادی است که کنترل می‌شوند؛ آن‌ها با تن دادن به کنترل افراد قدرتمند، احساس امنیت می‌کنند.
افراد ضعیف، تن به کنترل بیرونی میدهند به امید آنکه روزی خودشان قدرتمند شوند و این شیوه را روی دیگران به کار گیرند؛ همان چرخه‌ی معیوبی که نسل به نسل در حال انتقال است.

افراد ضعیف هر چه ناخشنودتر می‌شوند، بیشتر می‌پذیرند که راه دیگری ندارند.
و با همه‌ی وجود به این باور می‌رسند که اگر چیزی تغییر کند، اوضاع بدتر می‌شود؛ پس انتخاب می‌کنند که “صبر” کنند به امید آنکه اوضاع بهتر شود.

قربانیان تفکر “کنترل بیرونی” هر دو طرف ضعیف و قوی هستند؛ چون فرصت شاد زیستن را از دست می‌دهند!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر