بایگانی برچسب‌ها: تئوری انتخاب

تئوری انتخاب ۳۱ – ده اصل بنیادین

ده اصل بنیادین تئوری انتخاب
۱- تنها فردی که می‌توانیم رفتارش را کنترل کنیم، خودمان هستیم.
۲- تمام آنچه از دیگران دریافت می‌کنیم و به دیگران می‌دهیم، اطلاعات است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم، انتخاب خود ما، یا دیگران است.
۳- تمام مشکلات طولانی مدت، از مشکلات رابطه‌ای سرچشمه می‌گیرد. حتی بیماری‌هایی مثل درد، خستگی، ضعف و … نیز به مشکلات رابطه‌ای مرتبط می‌شود.
۴- همیشه آن رابطه‌ی مشکل‌دار بخشی از زندگی کنونی ماست. برای کشف آن نیاز به بررسی گذشته نیست.
۵- وقایع دردناک گذشته، گرچه تأثر شگرفی داشته است، ولی آنچه امروز حال ما را خوب یا بد می‌کند، رابطه‌های مهم کنونی‌مان است.
۶- پنج نیاز ژنتیکی ما را هدایت می‌کنند: ۱- نیاز به بقا و زنده ماندن ۲- نیاز به عشق و احساس تعلق ۳- نیاز به قدرت ۴- نیاز به آزادی ۵- نیاز به تفریح
۷- می‌توانیم نیازهایمان را فقط از طریق تصاویر ذهنی دنیای مطلوب، ارضا کنیم. از میان تمام چیزهای جهان، فقط چیزهایی که در دنیای مطلوب‌مان جا دارد، برای‌مان مهم است.
۸- تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می‌زند، رفتار است. هر رفتار کلی از چهار مؤلفه تشکیل شده است: ۱- عمل ۲- فکر ۳- احساس ۴- فیزیولوژی
۹- تمام رفتارها نوعی انتخاب است. به جای آنکه بگوییم من افسرده شده‌ام یا من افسرده هستم، بهتر است بگوییم من افسردگی را انتخاب کرده‌ام.
۱۰- تمام رفتارها، انتخابی هستند؛ ما فقط بر مؤلفه‌ی عمل و فکر به طور مستقیم و بر مؤلفه‌های احساس و فیزیولوژی، به صورت غیرمستقیم، کنترل داریم.

 

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۲ – دنیای مطلوب ۳

دنیای شاد در گرو فهم این نکته است: دنیای مطلوب من، صرفا شالوده‌ی زندگی من است و نه زندگی دیگران!!

ما دو تصویر از دنیای مطلوب خود داریم:
۱- تصویر کم و بیش آرمانی
۲- تصویر فوق‌العاده آرمانی

گاهی ما به تصاویر کم و بیش آرمانی خود رضایت می‌دهیم چون احتمال دستیابی دارد.
مثلا من قرار است فلوت بزنم ولی قرار نیست نوازنده‌ی ارکستر شوم!

ما می‌توانیم انتخاب کنیم افراد را در دنیای مطلوب خود جای دهیم! آن‌ها را همانگونه که می‌پسندیم تصور کنیم! و البته می‌توانیم انتخاب کنیم آن‌ها را از دنیای مطلوب‌مان بیرون کنیم!

ما می‌توانیم به جز خودمان، همه‌ی افراد را از دنیای مطلوب‌مان حذف کنیم!

گاهی اوقات قرار دادن برخی اشخاص در دنیای مطلوب، برای سلامتی، خشنودی و رضایتمندی ما مضر است! و وقتی این کار را می‌کنیم، خودمان هم از این خطر آگاهیم! این اتفاق به یک دلیل می‌افتاد: چون احساس می‌کنیم حال ما با این افراد خوب است یا حداقل امیدواریم، اینگونه باشد!

داشتن احساس خوب از اشیاء هم به حضور افراد گره خورده است. مثلا داشتن خانه یا ماشین مجلل نیازمند کسی است که با او در لذت بردن شریک شویم!

همه‌ی آن چیزی که از آن لذت می‌بریم، چه عروب خورشید، چه خانه مجلل و چه … زمانی برای ما خیلی خوشایند خواهد بود که همراه کسانی باشیم که دوستشان داریم و برای ما مهم هستند!

چون دنیای مطلوب خودمان را داریم، علاقمند هستیم که همه مثل ما زندگی کنند؛ یعنی دنیای مطلوب‌شان با دنیای مطلوب ما منطبق باشد؛ برای همین همواره در حال اثبات حقانیت و درستی نظرات خودمان هستیم!
و اگر افراد متقاعد نشوند، آزرده می‌شویم.
همیشه برای ترویج دنیای مطلوب‌مان از نزدیکان شروع میکنیم! و تلاش می‌کنیم آن‌ها را متقاعد کنیم؛ چون برای‌مان مهم هستند!

گاهی برای اینکه دیگران را متقاعد کنیم، از خشونت استفاده می‌کنیم؛ مثل تروریست‌ها
ممکن است با تهدید جدی افراد مجبور شوند چیزی را انتخاب کنند تا یکی از نیازهای اساسی‌شان تأمین شود؛ ولی این انتخاب تا زمانی که “زور” کارآمد باشد، جواب می‌دهد. تصاویر دنیای مطلوب با تهدید و زور در ذهن تغییر نمی‌کند.

آزادی ما در کنترل دنیای مطلوب‌مان است.
بچه‌های کم و سن و سال، معلم خود را بیشتر در دنیای مطلوب خود قرار می‌دهند تا دبیرستانی‌ها! علت آن کنترل بیرونی در محیط‌های بزرگ‌تر است.

نوزاد در روزهای اول زندگی، دیگران را وادار می‌کند کار خود را رها کنند و به او بپردازند. نوزاد با آزمون و خطا، تفاوت احساس خوب و بد را می‌فهمد!
فرایند ارتباط کودک و مادر به گونه‌ای پیش می‌رود که کودک برای خودش قدرت قائل شود که می‌تواند کارهایی را انجام دهد.

افرادی که در دنیای مطلوب ما قرار دارند، هر چه بیشتر به ما اجازه دهند کارهای خودمان را انجام دهیم، بیشتر و بهتر مراقبت کردن از خودمان را می‌آموزیم!

کودک که بزرگ‌تر می‌شود کم‌کم آزمون و خطا می‌کند: بگذار ببینم چقدر می‌توانم دیگران را مجبور کنم که برای من کار کنند!
و کم‌کم علاوه بر نیاز به بقا، برای ارضای سایر نیازها هم از پدر و مادر انتظار دارند.

در مهد کودک، کودک انطباق بیشتر دنیای واقعی و دنیای مطلوب را می‌شناسد!

پدر و مادر نقش مهمی در ایجاد دنیای مطلوب کودک دارند! بعضی از والدین برای دستیابی به جایگاه خاص در دنیای مطلوب کودک، با هم رقابت می‌کنند! و این اصلا وضعیت مناسبی برای کودک نیست!

گاهی با فشار زیاد به کودک، والدین را از دنیای مطلوب فرزندان بیرون می‌روند. راه‌کار بازشگت به دنیای مطلوب فقط یک چیز است: مهرورزی!

در سال‌های نوجوانی و شروع قدرت جنسی، منازعه قدرت بین والدین و فرزندان بیشتر می‌شود.
به اعمال و آنچه نوجوانان انجام می‌دهند، دقت کنید! ولی به آنچه می‌گویند توجه نکنید!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۰ – دنیای مطلوب ۱

بخش قابل توجهی از واقعیت را آنگونه که دوست داریم، دریافت و ادراک می‌کنیم.
همه‌ی ما یک دنیای خاص داریم که همواره در طول عمر در حال بازآفرینی است. کمی بعد از تولد شروع می‌شود و تا پایان عمر ادامه دارد.

تصاویر ذهنی، بهترین راه ارضای نیازهای انسانی را به ما نشان می‌دهد:
۱- افرادی که بسیار دوست داریم با آن‌ها باشیم!
۲- چیزهایی که دوست داریم داشته باشیم و تجربه کنیم!
۳- ایده‌ها یا نظام باورهایی که بر بخش بزرگی از رفتار ما حاکم است!

وقتی احساس خوبی پیدا می‌‌کنیم که شخص، باور یا چیز مورد انتخاب ما با شخص باور یا چیز دنیای مطلوب‌مان، منطبق باشد.
اهمیت موضوعات، از آنجاست که در دنیای مطلوب ما واقع شده باشد.
در طول شبانه روز ذهن ما بین تصاویر موجود در دنیای مطلوب جستجو می‌کند و ما نمی‌توانیم آن‌ها را از ذهن خود خارج کنیم!

شغل جدید، همسر آینده، منزل جدید، نظام سیاسی مطلوب و … حتی بهشت برین و فردوس!
هر گاه موفق شویم یکی از تصاویر ذهنی خود را عینیت بخشیم، برایمان لذت‌بخش است!

یکی از راه‌های تعریف واقعیت این است که به نظر اکثریت مردم استناد می‌کنیم! البته به شرط آنکه با نظر ما موافق باشند.
مخالفت با باورهای افراد قدرتمند، کار بسیار مشکلی است! و البته پذیرفتن این نکته سخت است!

ما واقعیت را به گونه‌ای تعریف می‌کنیم که بیشتر مناسب حال‌مان باشد. در عالم سیاست هم همین است. در حالیکه رییس جمهور یک فرد واحد است، من و شما نمیتوانیم آن را به شکل واحدی ببینیم! چون دنیای مطلوب ما متفاوت است.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۸ – باورهای کلیدی

سه باور کلیدی در “کنترل بیرونی”
۱- به هر نشانه یا محرک بیرونی پاسخ میدهم!
۲- میتوانم دیگران را به انجام کاری که مایل نیستند، وادار کنم و همچنین دیگران می‌توانند فکر و عمل و احساس مرا، تعیین کنند!
۳- حق و وظیفه‌ی اخلاقی من این است که دیگرانی که از دستورات من پیروی نمیکنند، تحقیر یا تنبیه کنم! یا اگر نظرات مرا انجام دادند، آن‌ها را تشویق نمایم!

بسیاری از مواردی که از محیط پیرامونی به ما میرسد، نباید ما را به پاسخگویی تحریک کند؛ آن‌ها صرفا اطلاعات است.
ما میتوانیم این اطلاعات را دریافت کنیم و با توجه به شرایط انتخاب کنیم که چه کاری انجام دهیم؛
اطلاعات به معنی کنترل بیرونی نیست! ما مجبور نیستیم به همه‌ی اطلاعات پاسخ دهیم چرا که ماشین نیستیم که برای هر محرک بیرونی مجبور به پاسخگویی باشیم!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۷ – کنترل بیرونی

بسیاری از معضلات به ظاهر حل نشدنی، مشکلات رابطه‌ایست!
همه‌ی آدم‌ها هنگام ازدواج خشنود هستند، اندکی بعد چطور؟
همه‌ی دانش‌آموزان در سال‌های اول تحصیل خوشحال هستند، سال‌های بعد چطور؟

کنترل بیرونی یعنی:
۱- میخواهید دیگری کاری را انجام دهد که خودش نمی‌خواهد!
۲- دیگری تلاش می‌کند که شما کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید!
۳- شما و دیگری هر دو نلاش می‌کنید یکدیگر را به انجام کاری مجبور کنید!
۴- خود را مجبور به انجام کاری میکنید که ناممکن است یا آن را دوست ندارید!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۵ – نظام تنبیه و پاداش

ما نمی‌دانیم چطور بهتر از گذشته با دیگران به تفاهم برسیم!

کنترل می‌تواند به نرمی نگاه عدم‌تأیید یا به سختی تهدید به قتل باشد!
هر چه باشد، تلاشی‌است برای مجبور ساختن ما در اقدام به کاری که شاید مایل به انجام آن نیستیم!

نظام تنبیه و پاداش، برگرفته از همین الگوی کنترل بیرونی است!
یعنی تعیین آنچه ما می‌گوییم درست است!!

نکته‌ی جالب در خصوص افرادی است که کنترل می‌شوند؛ آن‌ها با تن دادن به کنترل افراد قدرتمند، احساس امنیت می‌کنند.
افراد ضعیف، تن به کنترل بیرونی میدهند به امید آنکه روزی خودشان قدرتمند شوند و این شیوه را روی دیگران به کار گیرند؛ همان چرخه‌ی معیوبی که نسل به نسل در حال انتقال است.

افراد ضعیف هر چه ناخشنودتر می‌شوند، بیشتر می‌پذیرند که راه دیگری ندارند.
و با همه‌ی وجود به این باور می‌رسند که اگر چیزی تغییر کند، اوضاع بدتر می‌شود؛ پس انتخاب می‌کنند که “صبر” کنند به امید آنکه اوضاع بهتر شود.

قربانیان تفکر “کنترل بیرونی” هر دو طرف ضعیف و قوی هستند؛ چون فرصت شاد زیستن را از دست می‌دهند!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۴ – احساس فلاکت

احساس بدبختی و فلاکت را خودمان انتخاب میکنیم؛
دیگران نه می‌توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت!

بخش زیادی از کنترل‌های ما بر زندگی‌خودمان مؤثر نیستند!

داروهای اعصاب ممکن است احساس بهتری در ما ایجاد کنند، اما نمی‌توانند مشکلاتی را حل کنند که باعث احساس بدبختی در ما شده‌اند.

بذر تمام بدبختی‌های ما در سال‌های اولیه‌ی زندگی کاشته شده است؛ زمانی که شروع به مراوده و تعامل با افرادی کردیم که نه تنها تصور کرده بودند چه چیزی برای خودشان درست است، بلکه متأسفانه فکر می‌کردند می‌دانند چه چیزی برای ما خوب است!!

بزرگ‌ترین مشکل ناخشنودی آدم‌ها، این است که نمی‌توانند با کسانی که دوست دارند با آن‌ها به تفاهم برسند، به خوبی کنار بیایند!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۳ – رفتار چیست؟

تئوری انتخاب معتقد است، هر آنچه از ما سر می‌زند، یک رفتار است!
غذا خوردن،
دعوا کردن،
دیر سر قرار حاضر شدن،
خشمگین شدن،
غمگین شدن،
افسرده شدن،
همه‌ی این‌ها رفتار است

رفتارها:
* از درون ما برانگیخته می‌شوند و معطوف به هدفی‌اند.
* هدف هر رفتاری، ارضای یک نیاز اساسی است:
۱- عشق و احساس تعلق ۲- قدرت ۳- تفریح ۴-آزادی ۵- بقا و زنده ماندن

افراد هنگامی که در ارضای نیازهای خود ناکام می‌شوند، دست به رفتار می‌زنند. یعنی عمل خاصی را انتخاب می‌کنند تا نیازشان برآورده شود!
بعضی از رفتارها برای تأمین نیاز، رفتارهای ناکارآمد و نامؤثر است؛ که به آن برچسب بیماری می‌زنند: مضطرب، افسرده، خشمگین و …

ناکامی در برآوردن نیازهای اساسی یک تجربه‌ی عمومی و همگانی است!
واقعیت همیشه با ما هماهنگ نیست؛ یعنی در زندگی روزمره، آنچه روی می‌دهد، کاملا در راستای تأمین نیازهای ما نخواهد بود.

افراد در مواجه با ناکامی تأمین نیازهایشان، دو دسته‌اند:
* واقعیت را می‌پذیرند و با انتخاب‌های مسؤولانه سعی می‌کنند نیازهای خود را تأمین کنند.
* واقعیت را انکار می‌کنند و همه چیز را گردن دیگران می‌اندازند؛ مسؤولیت‌گریز هستند و برای توجیه خود به رفتارهایی شبیه افسردگی روی می‌آورند!

گذشته، بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است، ولی تعیین‌کننده‌ی رفتار کنونی ما نیست:
* ما برآیند نیروها و عوامل بیرونی نیستیم!
* ما قربانی گذشته‌ی خود نیستیم!
* ما بازیچه‌ی لایه‌های زیرین مغز و هورمون‌ها نیستیم!
* ما رفتار خود را انتخاب میکنیم و تا کنون نیز چنین کرده‌ایم!