بایگانی برچسب‌ها: دنیای مطلوب

تئوری انتخاب ۲۷ – عشق و ازدواج

عشق‌های خیالی کمتر مشکل ایجاد می‌کنند، اغلب این عشق‌های واقعی‌اند که مشکل ایجاد می‌کنند.

میل و اشتیاق در میان گذاشتن بیم‌ها و امیدها با دیگری است که عشق را تعریف می‌کند. تا زمانی که این عمل ادامه دارد، عشق پابرجاست.

صرف نظر از احساس عاشقی، اگر نتوانید به طور آزادانه و به راحتی دنیای مطلوب خود را با دیگری در میان بگذارید و او را از دنیای مطلوب خود شریک کنید، عشق ضعیف است.
عشق ضعیف، بیش‌تر مبنای هورمونی دارد تا مشارکت آزاد! چنین عشقی دوام زیادی ندارد.

قرار بگذارید در مورد دنیای مطلوب‌تان آزادانه صحبت کنید و هرگز از آنچه با یکدیگر در میان می‌گذارید، انتقاد و شکایت نکنید، تا عشق شما پایدار باشد.

انسان‌ها به دو شیوه از یکدیگر جدا می‌شوند: مقاوت یا کناره‌گیری به عبارت دیگر جنگیدن یا فرار کردن!

طرفین یک رابطه‌ی زناشویی، بهتر است نیازهای یکدیگر را خارج از محدوده‌ی ازدواج درک کنند. آن‌ها مجبور نیستند مثل دوقلوهای بهم چسبیده عمل کنند. زندگی شخصی هر طرف باید بعد از ازدواج هم ادامه پیدا کند. البته با رعایت محدودیت‌های اجتماعی و جنسی.

مثلا اگر یکی از طرفین علاقمند است که هر روز صبح و در هر هوایی پیاده‌روی کند، طرف دیگر اگر نمیخواهد او را همراهی کند، نباید مانع از پیاده‌روی او شود. بدون ناراحتی می‌تواند این اتفاق رقم بخورد.

در رابطه‌ی مبتنی بر کنترل بیرونی طرفین همیشه دنبال ایراد گرفتن از یکدیگرند!

اگر زن و شوهر در حالت خستگی با هم ارتباط برقرار کنند و به خواسته‌های یکدیگر اهمیت ندهند، رابطه‌ی جنسی رو به افول می‌گذارد.

خلاقیت‌های جنسی را نباید شوخی گرفت. خلاقیت جنسی نقش به‌سزایی در افزایش لذت‌های هورمونی دارد.

رابطه‌ی جنسی خوب، مثل رفتن به یک رستوران مجلل است. نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده است.

در حالتی که یکی از طرفین رابطه‌ی زناشویی خود را مالک طرف دیگر می‌داند، یکی از مخرب‌ترین شیوه‌های کنترل بیرونی در جریان است.

مهمترین دستاورد روانشناسی کنترل بیرونی، تخریب ازدواج‌هاست.
اکثر کسانی که در ازدواج شکست خورده‌اند، در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، آدم شکست‌خورده‌ای نیستند؛ بلکه آدم‌های قابل و توانمندی هستند.

بهترین سؤال برای زوج‌هایی که با هم مشکل دارند این است: اگر قرار باشد رابطه‌ و زندگی‌مان بهتر شود، من چه کاری می‌توانم انجام دهم!

 

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۵ – تعارض در دنیای مطلوب

دو تصویر متضاد در دنیای مطلوب، باعث تعارض می‌شود.
هم می‌خواهم لاغر باشم و هم پرهیز غذایی نکنم!
هم بلیت مسابقه فینال را خریده‌ام و هم برای دیدن یک دوست مهم دعوت شده‌ام!
یک‌سال است نوشیدنی الکلی را ترک کرده‌ام و یکی از دوستان خوبم مرا به شام دعوت کرده و می‌گوید: از این شراب ناب، فقط کمی مزه کن!

وقتی هر دو تصویر قوی و قدرتمند باشند، تعارض بسیار دردناک خواهد بود.

راه‌های مواجه با تعارض:
۱- هیچ کاری نکنید! زمان به نفع یکی از تصاویر مطلوب به جلو می‌رود! البته ممکن است یکی از تصاویر مطلوب خود را برای همیشه از دست بدهید!
۲- مشورت کنید! مشاور می‌تواند به گزینه‌هایی که دارید و عوارض آن انسجام بدهد تا به تصمیم درست برسید.
۳- یکی از راه‌های رایج، افسرده کردن است! در این صورت شاید به پزشک مراجعه کنید و مورد نوازش و مهربانی قرار بگیرید که برای‌تان در این شرایط خوب است!
۴- شاید علاوه بر دو تصویری که ما در دنیای مطلوب داریم، تصاویر دیگری هم وجود داشته باشد که با توجه به شرایط، برای ما بهتر باشد.

مورد چهارم، منطبق بر واقعیت درمانی است. به جای بررسی گذشته، امروز و زمان حال را مورد کنکاش قرار بدهیم و ببینم چه کاری برای بهبود حال و احساس خشنودی امروزمان مؤثرتر است.
شاید تصاویر ذهنی ما، نیاز به بازآفرینی داشته باشند. یا تحلیل ما از واقعیت، به دلیل دنیای مطلوب خاصی که در ذهن داریم، دست و پای ما را برای تصمیم‌گیری‌های بعدی بسته است!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۲ – دنیای مطلوب ۳

دنیای شاد در گرو فهم این نکته است: دنیای مطلوب من، صرفا شالوده‌ی زندگی من است و نه زندگی دیگران!!

ما دو تصویر از دنیای مطلوب خود داریم:
۱- تصویر کم و بیش آرمانی
۲- تصویر فوق‌العاده آرمانی

گاهی ما به تصاویر کم و بیش آرمانی خود رضایت می‌دهیم چون احتمال دستیابی دارد.
مثلا من قرار است فلوت بزنم ولی قرار نیست نوازنده‌ی ارکستر شوم!

ما می‌توانیم انتخاب کنیم افراد را در دنیای مطلوب خود جای دهیم! آن‌ها را همانگونه که می‌پسندیم تصور کنیم! و البته می‌توانیم انتخاب کنیم آن‌ها را از دنیای مطلوب‌مان بیرون کنیم!

ما می‌توانیم به جز خودمان، همه‌ی افراد را از دنیای مطلوب‌مان حذف کنیم!

گاهی اوقات قرار دادن برخی اشخاص در دنیای مطلوب، برای سلامتی، خشنودی و رضایتمندی ما مضر است! و وقتی این کار را می‌کنیم، خودمان هم از این خطر آگاهیم! این اتفاق به یک دلیل می‌افتاد: چون احساس می‌کنیم حال ما با این افراد خوب است یا حداقل امیدواریم، اینگونه باشد!

داشتن احساس خوب از اشیاء هم به حضور افراد گره خورده است. مثلا داشتن خانه یا ماشین مجلل نیازمند کسی است که با او در لذت بردن شریک شویم!

همه‌ی آن چیزی که از آن لذت می‌بریم، چه عروب خورشید، چه خانه مجلل و چه … زمانی برای ما خیلی خوشایند خواهد بود که همراه کسانی باشیم که دوستشان داریم و برای ما مهم هستند!

چون دنیای مطلوب خودمان را داریم، علاقمند هستیم که همه مثل ما زندگی کنند؛ یعنی دنیای مطلوب‌شان با دنیای مطلوب ما منطبق باشد؛ برای همین همواره در حال اثبات حقانیت و درستی نظرات خودمان هستیم!
و اگر افراد متقاعد نشوند، آزرده می‌شویم.
همیشه برای ترویج دنیای مطلوب‌مان از نزدیکان شروع میکنیم! و تلاش می‌کنیم آن‌ها را متقاعد کنیم؛ چون برای‌مان مهم هستند!

گاهی برای اینکه دیگران را متقاعد کنیم، از خشونت استفاده می‌کنیم؛ مثل تروریست‌ها
ممکن است با تهدید جدی افراد مجبور شوند چیزی را انتخاب کنند تا یکی از نیازهای اساسی‌شان تأمین شود؛ ولی این انتخاب تا زمانی که “زور” کارآمد باشد، جواب می‌دهد. تصاویر دنیای مطلوب با تهدید و زور در ذهن تغییر نمی‌کند.

آزادی ما در کنترل دنیای مطلوب‌مان است.
بچه‌های کم و سن و سال، معلم خود را بیشتر در دنیای مطلوب خود قرار می‌دهند تا دبیرستانی‌ها! علت آن کنترل بیرونی در محیط‌های بزرگ‌تر است.

نوزاد در روزهای اول زندگی، دیگران را وادار می‌کند کار خود را رها کنند و به او بپردازند. نوزاد با آزمون و خطا، تفاوت احساس خوب و بد را می‌فهمد!
فرایند ارتباط کودک و مادر به گونه‌ای پیش می‌رود که کودک برای خودش قدرت قائل شود که می‌تواند کارهایی را انجام دهد.

افرادی که در دنیای مطلوب ما قرار دارند، هر چه بیشتر به ما اجازه دهند کارهای خودمان را انجام دهیم، بیشتر و بهتر مراقبت کردن از خودمان را می‌آموزیم!

کودک که بزرگ‌تر می‌شود کم‌کم آزمون و خطا می‌کند: بگذار ببینم چقدر می‌توانم دیگران را مجبور کنم که برای من کار کنند!
و کم‌کم علاوه بر نیاز به بقا، برای ارضای سایر نیازها هم از پدر و مادر انتظار دارند.

در مهد کودک، کودک انطباق بیشتر دنیای واقعی و دنیای مطلوب را می‌شناسد!

پدر و مادر نقش مهمی در ایجاد دنیای مطلوب کودک دارند! بعضی از والدین برای دستیابی به جایگاه خاص در دنیای مطلوب کودک، با هم رقابت می‌کنند! و این اصلا وضعیت مناسبی برای کودک نیست!

گاهی با فشار زیاد به کودک، والدین را از دنیای مطلوب فرزندان بیرون می‌روند. راه‌کار بازشگت به دنیای مطلوب فقط یک چیز است: مهرورزی!

در سال‌های نوجوانی و شروع قدرت جنسی، منازعه قدرت بین والدین و فرزندان بیشتر می‌شود.
به اعمال و آنچه نوجوانان انجام می‌دهند، دقت کنید! ولی به آنچه می‌گویند توجه نکنید!

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۱ – دنیای مطلوب ۲

عینی‌گرایی مطلق یک افسانه است؛ یعنی اتفاقاتی که در جهان روی می‌دهد توسط همه‌ی افراد یکسان برداشت و استنباط نمی‌شود. پس ما دنیای مطلوب متفاوت داریم.

به طور مداوم دنیای مطلوب خود را تغییر می‌دهیم و باز‌آفرینی می‌کنیم.

اگر موضوع قدرت اولیت اول ماست، به مسائل سیاسی اهمیت می‌دهیم.
اگر به بقا و زنده ماندن بیشتر بها می‌دهیم، سرگذشت اسکروچ را خواهیم داشت.
اگر آزادی برایمان اهمیت دارد، یک قایق کوچک دوست داریم و سفر!
اگر رابطه‌ی جنسی در اولیت است، به فکر ترک همسر یا خیانت می‌افتیم!

تا زمانی که تصاویر دنیای مطلوب را نگه می‌داریم که شانسی برای تحقق آن وجود داشته باشد و یا اینکه بدانیم آن تصاویر برایمان مفید است!
چرا که کنار گذاشتن علاقمندی‌ها از دنیای مطلوب، اقدام دردناکی است!

احساس خوب، دو نوع است:
احساس خوب با حضور افراد، چون افراد در دنیای مطلوب ما قرار دارند.
احساس خوب بدون حضور افراد، که ریشه در گذشته دارد.

اکثر کسانی که جنس مخالف را طرد می‌کنند و نظرات منفی دارند، برای این است که بیشتر می‌دانند به او نیاز دارند! برای همین است که با ابراز این نظرات منفی، احساس قدرت می‌کنند!

مصرف مواد مخدر ناشی از احساس ناخشنودی است.!
لذت ضداجتماعی یعنی لذت بردن بدون حضور آدم‌ها!
در مواجهه با چنین افرادی فقط باید وارد رابطه شد تا شاید بتوانیم وارد دنیای مطلوب‌شان شویم!

همه‌ی ما در دنیای مطلوب خود به آدم‌های خشنود و حمایتگر نیاز داریم. در غیر این صورت هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
تأثیرگذارترین مدیران، مربیان و والدین، آن‌هایی هستند که نقش حمایتگر دارند.

افرادی که مدت طولانی از رابطه‌های انسانی مفید، بی‌بهره بوده‌اند، دچار بی‌اشتهایی روانی می‌شوند. گویی بخشی از هویت ایشان که مربوط به ارتباطات انسانی است، دچار اختلال می‌شود. چنانچه یک فرد در دنیای مطلوب خود هیچ کس را نداشته باشد، یعنی دچار بی‌اشتهایی روانی شده است.
بی‌اشتهایی روانی یک نمونه‌ی عینی از قدرت دنیای مطلوب است. تصاویر نادرست از واقعیت‌ها یا تصویرسازی که گاهی توسط رسانه‌ها ایجاد می‌شود، می‌تواند زندگی افراد را تباه کنند.

بهتر است ما هم دنیای مطلوب دیگران را بشناسیم و سعی کنیم از آن حمایت کنیم. البته قرار نیست از همه‌ی تصورات دنیای مطلوب دیگران حمایت کنیم. چرا که چنین چیزی محال است.
این جمله یک جمله‌ی کلیدی است: تو را دوست دارم و برایم مهم است که چه می‌خواهی، ولی نمی‌توانم از همه‌ی کارهایی که می‌خواهی انجام دهی، حمایت کنم!

اکثر ما دوست نداریم تصاویر دنیای مطلوب‌مان را با دیگران حتی با نزدیک‌ترین کسان خود در میان بگذاریم! زیرا بیم آن داریم که با آن موافق نباشند یا از آن انتقاد کنند یا حتی آن را به سخره بگیرند!! و ما در هر حال ناراحت می‌شویم. پس دنیای مطلوبمان را برای خودمان نگه می‌داریم.
از سوی دیگر مثلا اگر نتوانیم موارد دنیای مطلوب خود را با همسر خود در میان بگذاریم، احساس دلخوری می‌کنیم.
همه‌ی این دلخوری صرفا در ذهن شکل گرفته است. بدون آنکه حرفی زده شود.
البته این دلخوری ناشی از ترس گفتگوست: در صورتی که انتقاد و سرزنش به همراه داشته باشد، مهر تأیید به ترس گفتگو زده می شود و امکان ارتباط برای همیشه منتفی می‌شود.

در رابطه‌ها که یکی از طرفین حس مالکیت دارد، فاجعه روی میدهد! ناکامی، عصبانیت و تعارض!

برای افراد قدرتمند، تحمل دنیای مطلوب افرادی که قدرت کمتری دارند، خیلی سخت است!

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۲۰ – دنیای مطلوب ۱

بخش قابل توجهی از واقعیت را آنگونه که دوست داریم، دریافت و ادراک می‌کنیم.
همه‌ی ما یک دنیای خاص داریم که همواره در طول عمر در حال بازآفرینی است. کمی بعد از تولد شروع می‌شود و تا پایان عمر ادامه دارد.

تصاویر ذهنی، بهترین راه ارضای نیازهای انسانی را به ما نشان می‌دهد:
۱- افرادی که بسیار دوست داریم با آن‌ها باشیم!
۲- چیزهایی که دوست داریم داشته باشیم و تجربه کنیم!
۳- ایده‌ها یا نظام باورهایی که بر بخش بزرگی از رفتار ما حاکم است!

وقتی احساس خوبی پیدا می‌‌کنیم که شخص، باور یا چیز مورد انتخاب ما با شخص باور یا چیز دنیای مطلوب‌مان، منطبق باشد.
اهمیت موضوعات، از آنجاست که در دنیای مطلوب ما واقع شده باشد.
در طول شبانه روز ذهن ما بین تصاویر موجود در دنیای مطلوب جستجو می‌کند و ما نمی‌توانیم آن‌ها را از ذهن خود خارج کنیم!

شغل جدید، همسر آینده، منزل جدید، نظام سیاسی مطلوب و … حتی بهشت برین و فردوس!
هر گاه موفق شویم یکی از تصاویر ذهنی خود را عینیت بخشیم، برایمان لذت‌بخش است!

یکی از راه‌های تعریف واقعیت این است که به نظر اکثریت مردم استناد می‌کنیم! البته به شرط آنکه با نظر ما موافق باشند.
مخالفت با باورهای افراد قدرتمند، کار بسیار مشکلی است! و البته پذیرفتن این نکته سخت است!

ما واقعیت را به گونه‌ای تعریف می‌کنیم که بیشتر مناسب حال‌مان باشد. در عالم سیاست هم همین است. در حالیکه رییس جمهور یک فرد واحد است، من و شما نمیتوانیم آن را به شکل واحدی ببینیم! چون دنیای مطلوب ما متفاوت است.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر