بایگانی برچسب‌ها: والدین

تئوری انتخاب ۲۸ – خانواده و اعتماد

اعتماد به والدین و خانواده مهم‌ترین حس دوران کودکی است. به همان اندازه کنترل بیرونی والدین بر فرزندان و سرزنش شدن‌های پی‌درپی باعث ایجاد فاصله و در نهایت حذف والدین از دنیای مطلوب فرزندان خواهد شد.
حذف والدین از دنیای مطلوب فرزندان، فاجعه‌آمیز خواهد بود.

والدین به دلیل اینکه والد هستند، نمی‌خواهند بپذیرند ولی همه‌ی ما باید این موضوع را بپذیریم که: ما فقط می‌توانیم رفتار خود را کنترل کنیم و تنها چیزی که به می‌توانیم به دیگران (فرزندان، پدر و مادر، همسر، کارمندان و …) بدهیم، اطلاعات است.
این اطلاعات می‌تواند تهدید، تنبیه، رشوه، حبس و … باشد، ولی باز هم اطلاعات بشمار می‌اید. و نتیجه‌ی آن چیزی جز تخریب رابطه نیست.
بهتر است هیچ کاری که باعث می‌شود از دیگران دور شویم، انجام ندهیم! این یک اصل اساسی است.

رایج‌ترین اشتباه والدین این است: ما می‌دانیم چه چیزی برای فرزندمان خوب است؛ برای همین به پاداش و تنبیه متوسل می‌شویم تا آن‌ها را وادار کنیم کاری را انجام دهند که از نظر ما درست است.

مهم‌ترین اصل فرزندپروری این است: عشق و محبت بسیار و عدم تنبیه!

برای برخی والدین میزان صمیمیت اهمیتی ندارد؛ برای آن‌ها مهم است که فرزندشان در مسیری که آن‌ها می‌خواهند حرکت کنند.

در هر حالتی دریچه‌ی گفتگو با فرزندان را باز نگه دارید. به آن‌ها همیشه حق اظهار نظر بدهید. مخالفت و اعتراض خود را بیش از یکبار به آن‌ها گوشزد نکنید.
هیچ وقت به خاطر هیچ اشتباهی او را سرزنش نکنید.

برای نزدیک ماندن به فرزندتان هر کاری می‌توانید بکنید، رابطه‌ی شما با او از هر برحق‌بودنی مهم‌تر است.

درباره‌ی کودکان، توصیه بهتر از دستور دادن است.

به فرزندان خود عشق بورزید؛ دوستشان بدارید؛ اما اجازه دهید، کمی به زحمت بیفتند؛ با مشکلات دست و پنجه نرم کنند؛ مشکلاتی که در کودکی رخ می‌دهد، پیامدهای جبران‌پذیری به دنبال دارند. ولی مشکلاتی که در بزرگسالی مرتکب می‌شوند، پیامدهای ناگوار و غیرقابل جبرانی به همراه خواهد داشت.

مهم‌ترین کار این است که فرزند خود را طرد نکنید! البته منظور این نیست که هیچگاه با او مخالفت نکنید. طرد نکردن و مخالفت کردن دو چیز کاملا متفاوت است. بچه‌ها متوجه موضع‌گیری می‌شوند.

وقتی با کودک مواجه می‌شوید، اشتباه خود را بپذیرید! نه شما از او انتظار دارید بی‌نقص باشد و نه او از شما چنین انتظاری دارد. پذیرش اشتباه، راه مناسبی برای جلب اعتماد است.

پدر و مادری که اشتباه خود را می‌پذیرند و به ‌آن اعتراف می‌کنند، از پدر و مادری که همیشه خود را بر حق می‌دانند، قابل اعتمادتر هستند.

فرزندان باید مسؤولیت انتخاب‌‌های خود را بپذیرند؛ البته مسوؤلیت‌پذیری به معنی تنبیه نیست.

به هیچ وجه رابطه‌ی خود و فرزندان را به مخاطره نیاندازید.

می‌توانی دیر یا زود بخوابی، ولی فردا باید رأس ساعت ۶ برای رفتن به مدرسه آماده شوی!
در مورد مواردی مثل مدرسه رفتن یا نرفتن هم می‌توانید اینگونه بگویید که این موضوع انتخابی نیست و همه بچه‌ها باید آن را انجام دهند.

والدین فکر می‌کنند همیشه صلاح فرزندان خود را بهتر می‌دانند؛ در حالی که واقعیت این نیست. اجازه دهید خودشان تصمیم بگیرند و تجربه کنند. اشتباهات جبران‌پذیر را فراموش نکنید.

به حرفی که به کودک می‌زنید عمل کنید؛ اگر به او به یک شرطی قول انجام کاری را دادید، در صورت محقق شدن شرط، حتما آن کار را انجام دهید؛ و در صورت عدم تحقق شرط، زیر بار انجام آن کار نروید.

دایره‌ی حل اختلاف را با فرزندان بزرگ‌تر هم می‌توانید امتحان کنید.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر

تئوری انتخاب ۱۵ – عشق و احساس تعلق

عشق و احساس تعلق

روابط زیادی سراغ داریم که با عشق و رابطه جنسی خوب شروع می‌شود و بعدها پای انتقاد و سرزنش و غرغر و حسادت به رابطه باز می‌شود و طرفین با سرخوردگی روبرو می‌شوند!
دلیل ناخشنودی یکی از همین سه دلیل است:
۱- میخواهید دیگری کاری را انجام دهد که خودش نمی‌خواهد!
۲- دیگری تلاش می‌کند که شما کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید!
۳- شما و دیگری هر دو نلاش می‌کنید یکدیگر را به انجام کاری مجبور کنید!

تفاوت رابطه عاشقانه و رابطه دوستانه:
در عشق احساس تعلق وجود دارد برای همین ناپایدار می‌شود.
در دوستی احساس تعلق وجود ندارد، برای همین پایدار می‌شود.

عشق بدون “رابطه جنسی با نشاط”، ناکام کننده‌ترین بخش این نیاز است! عدم رضایت‌مندی، آغاز تفکر خیانت است!

تا وقتی دو نفر دوست هستند، جنس رابطه متفاوت است! اما وقتی رفتار کنترلی برای دیگری قدعلم می‌کند، مشکلات شروع می‌شود.

عشق ورزیدن به کسی که شما را کنترل می‌کند یا عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهید او را کنترل کنید، اگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل است! وقتی زوجین شروع به کنترل همدیگر می‌کنند، زندگی مشترک ادامه دارد، ولی رنگ کنترل کردن به خود گرفته است!

رابطه جنسی، مهم‌تر از عشق و دوست داشتن، ارتباط آدم‌ها را پیوند می‌دهد؛ حتی بعضی‌ها برای حفظ و ادامه‌ی رابطه جنسی ابراز عشق و علاقه می‌کنند!

برای اکثر افراد رابطه جنسی بدون عشق، لذت‌بخش است! آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی عاشق‌اند!

هنری کسینجر می‌گوید: “قدرت، قوی‌ترین محرک جنسی است.”

زنان و مردان، مجذوب مردان و زنان قدرتمند می‌شوند.
رابطه‌ی جنسی تفریحی است برای کسانی که همدیگر را دوست دارند!
و راهی برای شادی و نشاط و تفریح است!
البته فارغ از تنش‌های عاشقی و انتظارات و توقعات!

دوستی‌ها پایدارتر از عاشقی‌هاست!!

برای آنکه یک رابطه عاشقانه و جنسی تداوم یابد، اکثر ما نیازمند آن هستیم که زندگی خاص خود را نیز داشته باشیم. یک زندگی اجتماعی و تفریحی که از رابطه عاشقانه مستقل و مجزا باشد!
زن و شوهر نیاز دارند علایق، سرگرمی‌ها و دوستان خاص خود را داشته باشند و هر کدام تنهایی به آن‌ها بپردازند.
در رابطه با دوستان خوب، به راحتی میتوانیم به علاقمندی‌های خود برسیم.

در رابطه زناشویی طرفین باید بتوانند بدون ترس از انتقاد یا سرزنش و شکایت، به امور شخصی مورد علاقه خود بپردازند!
ما نیاز داریم یاد بگیریم زندگی احتماعی خود شخصی خود را ز زندگی مشترک خود جدا کنیم!

تلاش برای بازداشتن همسر از لذت بردن از فرصت‌های شخصی رابطه زناشویی را تخریب می‌کند.
تکیه و وابستگی به همسر در تمام زمینه‌ها معمولا خارج از توان اکثر رابطه‌هاست!
در عشق، بیشتر تمایلات دریافت کننده داریم! بیشتر گیرنده هستیم تا دهنده.

شاید کسی باشد که بسیار ببخشد و کمتر بطلبد! دوست داشته باشد و توقع درست داشته شدن، نداشته باشد. اما در بلند مدت، اگر عشق جبران نشود، دچار سرخوردگی می‌شود!

در عشق‌های غیرجنسی مثل رابطه والدین و فرزندان، اگر یکی از طرفین بیش از توانایی طرف مقابل انتظار داشته باشد، در خانواده هم کنترل بیرونی روی می‌دهد و مشکلات زیاد می‌شود. مثلا والدین بیش از توانایی فرزندان از ایشان انتظار داشته باشند که در تحصیل پیشرفت کنند یا فرزندان انتظار فراتر از توان والدین در موضوعات مالی و اقتصادی داشته باشند.

 

کتاب تئوری انتخاب
ویلیام گلسر